Welcome Guest Login or Signup
LIVE CHAT | INSTANT MESSENGER | BOOKMARK
| LANGUAGE:
 
Need Help? Contact Admin

Nawin
PROFILE   GALLERY   BLOGS   GUESTBOOK   FRIENDS   FAVORITES   VIDEOS  
 


Viewing 1 - 9 out of 38 Blogs.


Page:  1 | 2 | 3 | 4 | 5 | Next >  Last >>


یاعلی(علیه السلام
Posted On 07/17/2008 05:35:27

 ماعشق تو نادیده خریدیم علیا

ما پرده پندار دریدیم علیا

ما عشق تو نادیده خریدیم علیا

اندر همه جا نقش تودیدیم علیا

دیدیم عیان در همه نقش جمالت

تابید به دل پرتو انوار جلالت

گشتیم همه عاشق و شیدای وصالت

آسوده نخفتیم شبی را ز خیالت

چون باد به کوی تو وزیدیم علیا

ما عشق تو نادیده خریدیم علیا

اندر همه جا نقش تودیدیم علیا

ما صوفی سرمست و قدح نوش فقیریم

صافی دل و صافی نظرو صاف ضمیریم

سلطان طریقت شه بی تاج و سریریم

محتاج به حقیم نه بر شاه و وزیریم

دست طمع از هر دو بریدیم علیا

ما عشق تو نادیده خریدیم علیا

اندر همه جا نقش تو دیدیم علیا

ای هم دم و همراز منی در شب معراج

ای صد چو سلیمان به درت بنده و محتاج

خاک قدمت بر سر شاهان جهان باد

مارا به هوایت دل و دین رفت به تاراج

بس طعنه ز اغیار شنیدیم علیا

ما عشق تو نایده خریدیم علیا

اندر همه جا نقش تو دیدیم علیا


امیر مومنان
Posted On 07/17/2008 05:33:44

گوش کن این مدح ذات حیدر گردون بقا
گر تو هستی اهل معنا اهل علم و هوشیار
دم زنم از راه باطن بی ریا و مستعار
بنگر از دل تا ببینی روی ماهش آشکار
نور خورشید ولایت تاجدار هشت و چار
لا فتا الا علی لا سیف الا ذولفقار
نور خورشید ولایت تاجدار هشت و چار
لا فتا الا علی لا سیف الا ذولفقار
یا علی دریاب این عاثی و رسوای جهان
یا علی رحمی نما بر این اسیر ناتوان
یا علی ساقی شو و جامی بده از خمر جان
یا علی لطفی نما بر این سیه رو این زمان
تا ز رنج و مهنت ایام باشم پایدار
لا فتا الا علی لا سیف الا ذولفقار
نور خورشید ولایت تاجدار هشت و چار
لا فتا الا علی لا سیف الا ذولفقار
نور خورشید ولایت تاجدار هشت و چار
لا فتا الا علی لا سیف الا ذولفقار
یا علی من آرزوی وصل دارم ای شهاب
خسته گردیدم من از این گردش چرخ دوار
یا بکش یا ده نجاتی ای خدیو منکلا
من دخیلم من دخیلم من دخیلم ای فتا
چاره ساز چاره بیچارگان ای شهریار
لا فتا الا علی لا سیف الا ذولفقار
نور خورشید ولایت تاجدار هشت و چار
لا فتا الا علی لا سیف الا ذولفقار
نور خورشید ولایت تاجدار هشت و چار
لا فتا الا علی لا سیف الا ذولفقار
آخر ای مولای من چندی به درگاهت شدم
در طریقت از دل و جان پیرو راهت شدم
محو روی آن جمال پاک چون ماهت شدم
ذره ای گشتم ز خاک و زیر پاهایت شدم
کی کنی سوی گدایت یک نظر ای رازدار
لا فتا الا علی لا سیف الا ذولفقار
نور خورشید ولایت تاجدار هشت و چار
لا فتا الا علی لا سیف الا ذولفقار
نور خورشید ولایت تاجدار هشت و چار
لا فتا الا علی لا سیف الا ذولفقار
من غلامی از غلامان حقیر حیدرم
چاکری از چاکران حضرت پیغمبرم
خادمی از خادمان بیقرار مضطرم
در طریق شاه مردان اهل حق و باورم
جان من جانان من شاهنشه دل دل سوار
لا فتا الا علی لا سیف الا ذولفقار
نور خورشید ولایت تاجدار هشت و چار
لا فتا الا علی لا سیف الا ذولفقار
نور خورشید ولایت تاجدار هشت و چار
لا فتا الا علی لا سیف الا ذولفقار


علی (ع
Posted On 07/17/2008 05:31:19

دوباره عطر ولایت به مكه پیچیده ست

از آن گلى كه به دامان كعبه روییده ست

نثار مقدم مولود كعبه، جبرائیل

سبد سبد گل سرخ از بهشت پاشیده ست

فضاى خانه حق روشنى گرفت از آن

كه نور حق ز جبین على درخشیده ست

پى تلاوت قرآن على چو لب بگشود

نبى ز شوق، گل بوسه زان دهن چیده ست

به شوق آن كه نهد سر به خاك درگه او

كبوتر دل ما سوى مكه كوچیده‏ست

بهشت را به على، ذات حق كرامت كرد

على كرامت حق را به شیعه بخشیده ست

على ست مهر جهانتاب عدل و آزادى

كه از ازل به جهان وجود تابیده ست

على اگر چه خروشد به پیش ظلم و ستم

دلش ز جوشش اشك یتیم جوشیده ست

دو گوهرند گرانقدر، حیدر و زهرا

كه قر این دو گهر را خداى سنجیده ست

كمال قدر على را تو از مدینه بپرس

كه روز قدرت و مظلومى ورا دیده ست

مدینه شاهد غمهاى بى شماره اوست

مدینه راز دلش را ز چاه بشنیده ست

به چهره اشك على در نماز شب، همه شب

چو شبنمى ست كه بر برگ لاله غلطیده ست

به باغ طبع «وفائى» شكفت بار دگر

هر آن گلى كه به مدح على پسندیده است


علی
Posted On 07/17/2008 05:29:22

علی
تا صورت و پیوند جهان بود علی بود
تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود

شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود
سلطان سخا و کرم و جود علی بود

علی بود

مسجود ملائک که شد آدم به علی شد
آدم چو یکی قبله و مسجود علی بود

آن معنی قرآن که خدا در همه برهان
کردش صفت عصمت و بستود علی بود

علی بود

جبریل که آمد ز بر خالق یکتا
در پیش محمد شد و مقصود علی بود

آن قلعه گشایی که در قلعه خیبر
برکند به یک حمله و بگشود علی بود

علی بود

عیسی به وجود آمد و فی الحال سخن گفت
آن نطق و فصاحت که در او بود علی بود

چندان که در آفاق نظر کردم و دیدم
از روی یقین بر همه موجود علی بود

علی بود

این کفر نباشد سخن کفر نه این است
تا هست علی باشد و تا بود علی بود

سرو دو جهان جمله ز پیدا و ز پنهان
شمس الحق تبریر که بنمود علی بود

علی بود


چه خوش گفت مولانا
Posted On 07/17/2008 05:27:59

ای شاه شاهان جهان الله مولانا علی

 

ای نور چشم عاشقان الله مولانا علی

 

حمد است گفتن نام تو ای نور فرخ نام تو

 

خورشید و مه ؛ هندوی تو الله مولانا علی

 

خورشید مشرق خاوری در بندگی بسته كمر

 

ماهت غلام نیك پی الله مولانا علی

 

موسی عمران در غمت بنشسته بد در كوه طور

 

داود می خواندت زبور الله مولانا علی

 

آدم كه نور عالم است ؛ عیسی كه پور مریم است

 

در كوی عشقت در هم است الله مولانا علی

 

داود را آهن چو موم قدرت نمود كردگار

 

زیرا به دل اقرار كرد الله مولانا علی

 

آن نور چشم انبیا احمد كه بد بدر دجا

 

میگفت در قرب دنی الله مولانا علی

 

قاضی و شیخ و محتسب دارد به دل بغض علی

 

هر سه شدند از دین بری الله مولانا علی

 

گر مقتدای جاهلی ؛ كردست در دین جاهلی

 

تو مقتدای كاملی الله مولانا علی

 

Tags: چه خوش گفت مولانا


مولانا جلال الدین محمد بلخی
Posted On 07/17/2008 05:26:57

اهم علی مرتضی بعدش حسن نجم سما * خوانم حسین كربلا الله، مولانا علی**

آن آدم آل عبا دانم علی زین العباد * هم باقر و صادق گوا الله، مولانا علی**

موسی كاظم هفتمین باشد امام و رهنما * گوید علی موسی الرضا الله، مولانا علی**

سوی تقی آی و نقی در مهر او عهدی بخوان * با عسكری رازی بگو الله، مولانا علی**

مهدی سوار آخرین بر خصم بگشاید كمین * خارج رود زیر زمین الله، مولانا علی**

تخم خوارج در جهان ناچیز و ناپیدا شود * آن شاه چون بیدار شود الله، مولانا علی**

دیو و پری و اهرمن، اولاد آدم مرد و زن * دارند این سر در دهن الله، مولانا علی**

اقرار كن اظهار كن مولای رومی این سخن * هر لحظه سر من لدن الله، مولانا علی**

ای شمس تبریزی بیا بر ما مكن جور و جفا * رخ را به مولانا نما الله، مولانا علی**

Tags: مولانا جلال الدین محمد بلخی


گویا زمان گفتن
Posted On 07/06/2008 16:49:02

گویا زمان گفتن دیگر سرآمده ست . من شعری چنان شکوهمند را می مانم ، شعری چنان شکفته و انسانی را ، که واژه ها مرا معنای باستانی خود ، یا پژواک جاودانی خود می دانند ، و با طنین شادی واندوهشان تالارهای جان وتارهای نهانم را می لرزانند ، وآوازهای روشن وتاریک خویش را من می خوانند ، مثل بهار و پاییز درحنجره ی قناری و قمری . اما زمان گفتن گویا دیگر سرآمده ست

Tags: گویا زمان گفتن


گویا زمان گفتن دیگر سرآمده ست . من شعری...
Posted On 07/06/2008 16:49:01

گویا زمان گفتن دیگر سرآمده ست . من شعری چنان شکوهمند را می مانم ، شعری چنان شکفته و انسانی را ، که واژه ها مرا معنای باستانی خود ، یا پژواک جاودانی خود می دانند ، و با طنین شادی واندوهشان تالارهای جان وتارهای نهانم را می لرزانند ، وآوازهای روشن وتاریک خویش را من می خوانند ، مثل بهار و پاییز درحنجره ی قناری و قمری . اما زمان گفتن گویا دیگر سرآمده ست


تنها مرگ است که دروغ نمیگوید
Posted On 07/06/2008 16:46:14

تنها مرگ است که دروغ نمیگوید




Page:  1 | 2 | 3 | 4 | 5 | Next >  Last >>



*** AfghanUnited ***