Welcome Guest Login or Signup
LIVE CHAT | INSTANT MESSENGER | BOOKMARK
| LANGUAGE:
 
Need Help? Contact Admin

towfiqahmad
PROFILE   GALLERY   BLOGS   GUESTBOOK   FRIENDS   FAVORITES   VIDEOS  
 
Love me for ever

mem_normal OFFLINE
Male
23 years old
Mascwo
Russia
Profile Views: 1002
[ 448 ]


MEMBER SINCE: 06/26/2007
STAR SIGN: Pisces
LAST LOGIN: 11/10/2008 06:31:59
MY RATING: 9.99




ای ستاره ی درخشان شبهای تاریک تنهاییم وقتی نیستی گویا هوا بارانی است





درد عشــــقی کشـــــیده*ام کــــــــــه مـــــــــــــــــپرس
زهــــــــر هـــــــــــجری چـــــشیده*ام که مـــــــــپرس
گشــــــتـه*ام در جـــــــــهان و آخـــــــــر کــــــــــــــار
دلـــبری برگــــــــــــزیده*ام کــــــــــه مـــــــــــــــپرس
آن چـــــــــــنان در هــــــــــــــــــــوای خــــــــاک درش
مــــی*رود آب دیــــــــــده*ام کـــــــــــه مــــــــــــپرس
مـــــــــــن به گــــــــــوش خــــود از دهــــــــانـش دوش
سخــــــــــنانی شـــــــــنیده*ام کــــــــــه مـــــــــــــــپرس
ســـــــــوی من لب چـــــه می*گـــــزی کــــــــــه مگوی
لـب لـعــــــــلی گــــــــــــــــــــــــــزیده*ام کــــــه مپرس
بـــــی تـــــو در کـلــــــــــــــــــــــــــــبـه گـــدایی خویش
رنــــج*هــــــــایی کــــــــــــــــــــــــشیده*ام کـــه مپرس
همـــــچو حافـــــــــــــــــــــــظ غــــــــــریب در ره عشق
بــــه مـــــقامی رسیـــــــده*ام کـــــــــــــــــــــــه مـپرس




اگر ماه بودم به هر جا که بودم سراغ تو را از خدا مي گرفتم اگر سنگ بودم به هر جا که بودي سر رهگذار تو جا مي گرفتم اگر ماه بودي به صد ناز شايد شبي بر لب باممان مي نشستي اگر سنگ بودي به هر جا که بودم مرا مي شکستي، مي شکستي

من از کجاي تو شروع شدم در امتداد لحظه اي که امتداد تو بود از درون تو گذشتم، در درون تو زاده شدم چون حوا که از دنده ي آدم بيرون آمد خودم را تنها يافتم ميان فاصله اي از خودم، تا سايه هاي تو *** غم هايم آشنا با من نفس مي کشند با حادثه هاي معمول از حوادث عبور مي کنند از فضاهاي رنگي به جستجوي بيرنگي آهنگ بي صداي بودن، بودم يا طنين ترانه اي در دور *** کلاه تو بزرگ بود و پر سايه و من و سبزهاي کوچک، در انتظار نور سوار بر خيالات خودم بودم که بادي وزيد و پلکهايم در افق گم شد با سکوت *** در چشمانت سؤالي بود نوري که از مردمکهايت مي ريخت پريدن پرنده اي از ميان پلکهايت در چشمانت سوال... و من که بي تفاوت از کنارت عبور کردم








بهت نمی گم دوسِت دارم،ولی قسم می خورم که دوسِت دارم بهت نمی گم هرچی که می خوای بهت می دم،چون همه چیزم تویی نمی خوام خوابتو ببینم، چون توخوش ترازخوابی اگه یه روزچشمات پرِاشک شد ودنبال یه شونه گشتی که گریه کنی،صِدام کن بهت قول نمی دم که ساکتت کنم ،اما منم پا به پات گریه می کنم اگر دنبال مجسمه سکوت می گشتی صِدام کن، قول می دم سکوت کنم اگه دنبال خرابه می گشتی تا نفرتتو توش خالی کنی ، صِدام کن چون قلبم تنهاست اگه یه روزخواستی بری قول نمیدم جلوتو بگیرم اما باهات میدوم اگه بیه روز خواستی بمیری قول نمی دم جلوتو بگیرم اما اینو بدون من قبل از تو میمیرم

dar tawaf e sham megoft een sokhan parwanai
Sokhtam zin ashnaian ai khosha begana ee
Bulbul az shawqe gulo parwana az sawdai sham
Har kasi sozad B nawee da qhame janananaee
Gar asiree khato khali shod dilam aibam makon
Murgh anja merawad kanjast aabo danaiee
Ta nafarmai ke bee parwanee da rahe ishq
sham owash pishe besozam gar dehi parwanaee
Padshah ra ghurfa Abadan o dile khurram che baad
Gar gadahi dehad jaan dar wairanee
Kai ghame bunyado wairan darad Ankas khana nest
Raw khabar geer een maani ra az saheb khanee
AAqelanash baz zanjeeri degar bar pa nehand
rozi ar zanjeer az ham begsolad dewanaee
EEn junoon na tanha majnoon ra muslim shod bahar
Bash kaz ham fetad dar jahan afsanee

Man ba ba dewanagi az eshqe tu afsana shdam
Ishq gofti ow amn az isqe tu dewana shdam

Rastam az sarzanesho marhamate doshmano dost
Shkre kaz dawlate ishq az hama bigana shodam

Raft jaan dar hose aan gule rana wo mara
Aqubat dar sare aan sham cho parwana shdam

Saal ha dard kasheedam ke dar een dere kharab
Hamdame sagharo hamsohbate paimana shodam

Ai aashiqaan, ai aashiqaan, man as kujaa ishq as kujaa
Ai bedilaan, ai bedilaan, man as kujaa ishq as kujaa

Shorida am shorida am, wa'z khaanomaan bebrida'am
Ishq-ash ba jaan begzida'am, man as kujaa ishq as kujaa

Gaahi dar aatash chun Khalil, gaahi chu Musa jaan sabil
Gah gharq dar daryaa-i-Nil, man as kujaa ishq as kujaa

Ishq ast jaan ein jaa'ma raa, ishq ast laa'min laa'ma raa
Ishq ast daa'min haa'ma raa, man as kujaa ishq as kujaa

Gashtam kharidaar-i-ghamat, hairaan ba baazar-i-ghamat
Jaan daada dar kaar-i-ghamat, man as kujaa ishq as kujaa

Ai mutribaan ai mutribaan ahwaal-i-man bar daf zanid
Man bedilam man bedilam, man as kujaa ishq as kujaa

Ishq ast sultaan-i-yaqin, ishq ast burhaan-i-yaqin
Ishq ast maidaan-i-yaqin, man as kujaa ishq as kujaa

Ishq aama'dast as aasomaan taa khud besozad badgumaan
Ishq ast balaa-i-naa-gahaan, man as kujaa, ishq as kujaa

Ai Shams bas kun zamzama, ein khaana baagh ast-o-dama
Ishq ast chun gurg-o-rama, man as kujaa, ishq as kujaa



روي تخته سنگي نوشته شده بود: اگر جواني عاشق شد چه کند؟ من هم زير آن نوشتم: بايد صبر کند. براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ من هم با بي حوصلگي نوشتم: بميرد بهتر است. براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم. انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد. اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم...

















زندگی به من آمـــوخت که چگونه اشک بریزم اما اشک به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم



بخشندگي را از گل بياموز، زيرا حتي ته كفشي كه لگدمالش مي‌كند را هم خوش بو مي‌كند









سلام سلامــــــــی از قلــــب شکـــــسته از قلبــــی دور افـــتاده همــــــچون کــــــبوتری سبکبال کــــــه دراسمـــان عشق بـــه پروازدرامده اســــت سلامی به بلندای اسمان و به زلال و خلوص چشمه ساران سلامی به لــــطافت گرمای بهاری سلامی همچو بوی خــوش اشنایی سلامـــی بر خواسته از دل و نشسته




نمیدانم زندگی چیست؟؟ اگر زندگی شکستن سکوت است سالهاست که من سکوت را شکسته ام۰ اگر زندگی خروش جویبار است سالهاست که من در چشمه ی جوشان زندگی جوشیده ام اما این نکته را فراموش نمی کنم که زندگی بی وفاست زندگی به من آموخت که چگونه اشک بریزم اما اشکانم به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم

پرسید : به خاطر کی زنده هستی؟ با اینکه دوست داشتم با تمام وجود داد بزنم به خاطر تو... گفتم به خاطر هیچ کس پرسید : پس به خاطر چی زنده هستی؟ با اینکه دلم می خواست داد بزنم به خاطر دل تو... گفتم بخاطر هیچ چیز پرسیدم : تو بخاطر چی زنده هستی؟ در حالیکه اشک توی چشماش جمع شده بود گفت:بخاطر کسی که بخاطر هیچ چیز زندست

سادگي را دوست دارم چون با صداقت است هيچ دروغي درآن راه نداردمانندکودکي است که با چشمان معــــصوم اش بـــه هـــمه نگاه ميکـــند وبا معـــصوميت اش هـــــــزاران حـــرف بـــه دنــيا مـــــــيزند



درشهرعشق قدم ميزدم گذرم افتادبه قبرستان عاشقان خيلي تعجب کردم تاچشم کارمي کردقبربودپيش خودم گفتم يعني اين قدرقلب شکسته وجودداره؟يکدفعه متوجه قلبي شدم که تازه خاک شده بودجلورفتم برگهاي روي قبرراکنارزدم که براش دعاکنم واي چي ميديدم باورم نميشه اون قلبه همون کسيه که چندساله پيش دله منو شکسته بود

اگه روزي شاد بودي، بلند نخند كه غم بيدار نشه و اگه يه روز غمگين بودي، آرام گريه كن تا شادي نااميد نشه اگر میدانستی که چقدر دوستت دارم هیچ گاه برای امدنت باران را بهانه نمی کردی رنگین کمان من

روي تخته سنگي نوشته شده بود: اگر جواني عاشق شد چه کند؟ من هم زير آن نوشتم: بايد صبر کند. براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ من هم با بي حوصلگي نوشتم: بميرد بهتر است. براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم. انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد. اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم...

اگر مدیر بودم یکی از شرایط ثبت نام را عشق می گذاشتم اگر دبیر ریاضی بودم عشق را با عشق جمع می کردم اگر معمار بودم قصری از عشق می ساختم اگر سارق بودم فقط عشق می دزدیدم اگر بیمار بودم تنها شربتی که می نوشیدم فقط شربت عشق بود اگر درجه دار بودم فقط به عشق سلام می دادم اگر پلیس بودم هرگز عشق را جریمه نمی کردم اگر خلبان بودم در اسمان عشق پرواز می کردم اگر دبیر ورزش بودم به بچه ها می گفتم با عشق نرمش کنید اگر خواننده بودم فقط از عشق می خواندم اگر ناخدا بودم همیشه در ساحل عشق لنگر می انداختم اگر نجار بودم عشق را قاب می گرفتم

چشم وقتی زیباست پرازاشک باشد اشک وقتی زیباست برای عشق باشد عشق وقتی زیباست برای توباشد تووقتی زیبا هستی که برای من باشی و ما هنگامی زیبا هستیم که برای هم باشیم

عشق از دوستی پرسید : تفاوت من وتو در چیه ؟ دوستی گفت : من دیگران را باسلامی آشنا می کنم و تو با نگاهی . من آنها را با دروغ جدا می کنم و تو با مرگ

سنگ قبر من بنويسـيد خسته بود اهــل زمين نبود نـمازش شــكســته بود بر سنگ قبر من بنويسيد شيشه بود تـنها از اين نظر كه سـراپا شـكســته بود بر سنگ قبر من بنويســـــــيد پاك بود چشمان او كه دائما از اشك شسـته بود بر سنگ قبر من بنويســيد اين درخت عمري براي هر تبر و تيشه، دســــته بود بر سنگ قبر من بنويســــــيد كل عمر پشت دري كه باز نمي شد نشسته بود


هميشه به من مي گفت زندگي وحشتناک است ولي يادش رفته بود که به من مي گفت تو زندگي من هستي روزي از روزها از او پرسيدم به چه اندازه مرا دوست داري گفت به اندازه خورشيد در اسمان نگاهي به اسمان انداختم ديدم که هوا باراني بود و خورشيدي در اسمان معلوم نبود شبي از شبها از او پرسيدم به چه اندازه مرا دوست داري گفت به اندازه ستاره هاي اسمان نگاهي به اسمان انداختم ديدم که هوا ابري بود وستاره اي در اسمان نبود خواستم براي از دست دادنش قطره اي اشک بريزم ولي حيف تمام اشکهايم را براي بدست اوردنش از دست داده بودم




Dilbarah baaz ah shaabi ta gul ba damanat konam
Sar fedayat sazam o jaan ra ba qurbanat konam
Bar saari lab hayee daghi tu laban e sard e khesh
Aanqadar manam ki bezar az janat konam..... lol tobah
Gaar kheialee az rehayee mezanad par dar sarat
Basta ahd o asir daam paymanat konam
Laka hayee dard ra khwaham ke az ayena ha
Shostosho ba bada'ee az jaam e chashmanat konam
Az qaza roozi agar gom karda bashi rah e khood
Begzar az koyam ke ta na khwanda mehmanat konam..
Dilbarah ! baaz ah shaabi ta ein dil e ashofta ra
Bar saari ashofta zulf pereshanat konam
Ta sahar "shaker" man imshab anqadar ashiq shawam
Ta ze kaari ashiqi akhir peshemanat konam
دیشب كه چشم ماه و دل آسمان گریست
بر حال آدمییت و روز جهان گر یست
با او فقط نه قلب من از رنج گریه كرد
از درد او تمام زمین و زمان گریست
بر هر گنه كه هنوز نهان ا ست زیر ابر
بر هر حقیقت شب تاریك عیان گریست
یك تاره هم به سوی زمین چشمكی نزد
تا دیده گان بسته این كهكشان گریست
با نام دین و مذهب و عقیده و نژاد
بر موش و گربه بازی نسل جوان گریست
از بس كه شكوه داشت به لب مادر حیات
با گریه گفت قصه اش آن بی زبان گریست
از بس كه كشت آدمی را آدمی دگر
چون قطره های خون كه چكید از سنان گریست
ابر بهار حالت انسان بدید و گفت:
باید برای اینهمه آشفته جان گریست





towfiqahmad has 104 friend(s)



From: fareed
12/02/2008 23:26:54
دل که رنجید از کسی خرسند کردن مشکل است





شیشه بشکسته را پیوند کردن مشکل
است


From: mansoor2008
11/24/2008 02:58:49

hi how are you hope you do well



From: mansoor2008
11/23/2008 01:24:37

hi how are you



From: mansoor2008
11/11/2008 23:56:43




From: komail
11/11/2008 16:04:19
oo bisyar moqbol shode bacha saret ashoq shoda fekret basha hahahaahah mansor



*** AfghanUnited ***