Welcome Guest Login or Signup
LIVE CHAT | INSTANT MESSENGER | BOOKMARK
| LANGUAGE:
 
Need Help? Contact Admin

BLOGS   WRITE NEW BLOG   EDIT BLOGS  
 
RSS
عشق
Posted On 12/03/2008 01:09:38 by Ghond2

كسي كه آمدنش را
نميشود گرفت
و دستبند زد و به زندان انداخت
كسي كه زير رختهاي كهنه ي يحيي بچه كرده است
و روز به روز
بزرگ ميشود ، بزرگتر ميشود
كسي از باران ، از صداي شرشر باران ، از ميان پچ و پچ گلهاي اطلسي
كسي از آسمان توپخانه در شب آتش بازي مي آيد
و سفره را مياندازد
و نان را قسمت ميكند
و پپسي را قسمت ميكند
و باغ ملي را قسمت ميكند
و شربت سياه سرفه را قسمت ميكند
و روز اسم نويسي را قسمت ميكند
و نمره ي مريضخانه را قسمت ميكند
و چكمه هاي لاستيكي را قسمت ميكند
و سينماي فردين را قسمت ميكند
و رخت هاي دختر سيد جواد را قسمت ميكند
و هر چه را كه باد كرده باشد قسمت ميكند
و سهم ما را هم ميدهد
من خواب ديده ام

Tags: Ghond2



Bookmark:



Viewing 1 - 2 out of 2 Comments

From: Ghond2
12/03/2008 12:19:03


tanha_jan wrote:


wowwwwwwwwwww  nice



thnx jan



From: tanha_jan
12/03/2008 08:19:21

wowwwwwwwwwww  nice





*** AfghanUnited ***