گویا زمان گفتن دیگر سرآمده ست . من شعری چنان شکوهمند را می مانم ، شعری چنان شکفته و انسانی را ، که واژه ها مرا معنای باستانی خود ، یا پژواک جاودانی خود می دانند ، و با طنین شادی واندوهشان تالارهای جان وتارهای نهانم را می لرزانند ، وآوازهای روشن وتاریک خویش را من می خوانند ، مثل بهار و پاییز درحنجره ی قناری و قمری . اما زمان گفتن گویا دیگر سرآمده ست
Tags: گویا زمان گفتن