با یار به گلزار شدم ره گذاری/ برگل نظری فکندم از بی خبری
دلدار به من گفت که شرمت بادا/ رخسار من اینجا و تو در گل نگری
در بندم از آن دو زلف بند اندر بند/ در نالم از آن لبان قند اندر قند
ای وعده دیدار تو هیچ اندر هیچ/ آخر غم هجران تو چند اندر چند.
Tags: مولانا جلال الدین محمد بلخی