Welcome Guest Login or Signup
LIVE CHAT | INSTANT MESSENGER | BOOKMARK
| LANGUAGE:
 
Need Help? Contact Admin

BLOGS   WRITE NEW BLOG   EDIT BLOGS  
 
RSS
Posted On 06/16/2008 22:56:51 by Nawin
نمي دانم چه مي خواهم خدايا
به دنبال چه مي گردم شب و روز
 چه مي جويد نگاه خستة من
چرا افسرده است اين قلب پرسوز
 ز جمع آشنايان مي گريزم
به كنجي مي خزم آرام و خاموش
نگاهم غوطه ور در تيرگي ها
 به بيمار دل خود مي دهم گوش
گريزانم از اين مردم كه با من
بظاهر همدم و يكرنگ هستند
ولي در باطن از فرط حقارت
 به دامانم دوصد پيرايه بستند
از اين مردم, كه تا شعرم شنيدند
برويم چون گلي خوشبو شكفتند
ولي آن دم كه در خلوت نشستند
مرا ديوانه اي بدنام گفتند
دل من, اي دل ديوانة من
 كه مي سوزي ازين بيگانگي ها
مكن ديگر ز دست غير فرياد
 خدارا, بس كن اين ديوانگي ها

Tags:



Bookmark:




*** AfghanUnited ***